أحمد بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( آل آقا )
682
مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى )
هزار سپاه جرّار به جهت تقويت و اعزاز و اعتبار به ايشان مرحمت شود . چون انگريزان از اين مرحله آگاهى يافتند زوال دولت خود را از هندوستان معاينه ديدند ، « مستر جونس » ، و « مستر مالكم » را - كه ذكرش گذشت و نهايت كارآزموده و باتجربه و هوش و عقلند - به كرّات به دربار گيتى مدار فرستاده امناء دولت را از قبول اين معنى وا داشتند ، و به حمد اللّه سبحانه اين بليّهء عظيم از سر ايران رفع شد ، زيرا كه پر واضح بود كه اگر آن قوم با سپاه و دستگاه داخل مملكت ايران مىشدند باز بيرون كردن ايشان نهايت دشوار بود ، و بدون محنت بسيار و كشته شدن چندين هزار نفس از مسلمانان ميسّر نمىشد . و طريقهء عقل و حزم مقتضى آن است كه : اصلا از اين « 1 » طايفه احدى را در پايهء سرير سلطنت رخنه و آمد و شد « 2 » ندهند ، زيرا كه تمام آن فرقه در نرم زبانى و چاپلوسى و تسخير قلوب حكّام و رعيت ، و ايقاع فتنه و نفاق فيما بين رؤسا ، و منقلب ساختن سرداران از پادشاهان و رعايا را از سرداران ، و در داد و دهش و بخشش در هنگام حاجت و كار ، يگانهء روزگارند ، و در هر ملكى كه راه يافتهاند اوّل به نوع عجز و انكسار و تجارت و سفارت و نوكرى و چاكرى بوده است ، و آخر الامر رفتهرفته آن ملك را مسخّر نمودهاند . اگرچه اهالى ايران شير طبيعت و پلنگ خاصيتند ، و حكومت خلاف مذهب خصوص كافر با حيات ايشان جمع نمىشود ، و لكن واقفان كار
--> ( 1 ) آن : « ج » . ( 2 ) راه ندهند : « ب » .